☂ ☂☂ ☂ یک نفر☂ ☂☂ ☂
بعضی وقت هاچیزی می نویسی فقط برای یک نفر
اما دلت میگیرد..
وقتی یادت می افتدکه هرکسی ممکن است بخواند جزآن "یک نفر"...
حرف من:البته این پست رو اونی که بایدمیدید ، دید.

بعضی وقت هاچیزی می نویسی فقط برای یک نفر
اما دلت میگیرد..
وقتی یادت می افتدکه هرکسی ممکن است بخواند جزآن "یک نفر"...
حرف من:البته این پست رو اونی که بایدمیدید ، دید.

سال نو مبارک
امیدوارم سال جدید سال خوبی براتون باشه.


یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن…
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم…..
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم…و بدون شانه هایت….!
یاد گرفته ام …که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ….
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست …که یاد نگر فته ام …
برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم …
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ….
فراموش کردنت” را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت"

* بقیه در ادامه مطلب *

یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو ......،
همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه

V:Victor of love(فاتح عشق)
A:Adoring u(عاشقتم)
L:Love u (دوستت دارم)
E:Evrey thing for u (همه چیز برای تو)
N:Need u (بهت نیاز دارم)
T:Thinking of u (در فکر توام)
I:I miss u ( دل تنگتم)
N:Nothing but u (فقط تو)
ولنتاین مبارک
![]()
![]()
![]()

آنگاه که غرور کسی را له میکنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امیدکسی را خاموش میکنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوش ات را می بندی تا صدای خردشدن غرورش را نشنونی
آنگاه که خدارامی بینی اما بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم ،؟؟؟
دستانت را به سوی کدام آسمان درازمیکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟
به سوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟؟؟!!!
« سهراب سپهری »
![]()
![]()
![]()
وتو ای مرگ روزی مرا تجربه خواهی کرد...
روزی به سراغت خواهم آمد
با آغوشی باز و چشمانی مصمم
تو
نمیدانم مرا چگونه خواهی یافت
که من تو را مثل کبوتری زخمی و خونین
از کف خیابان برخواهم داشت.
و خونت از میان انگشتان من جاری خواهد شد
آن روز نفس های آخرت را با من خواهی کشید...
و آن گاه که به هم رسیدیم
این تویی که نخواهی بود ای مرگ
![]()
![]()
![]()
حال چه کس ازدیدن هم دلهره دارد؟؟؟
من یا تو...؟؟؟
به سراغت خواهم آمد
و تو آن روز تجربه ی عجیبی خواهی داشت...!!!
![]()
![]()
![]()

شب باشد، تاريكي ِ محض؛
موسيقي باشد، بينقص و ملايم؛
او باشد، گرم و مهربان
گوش باشد، با زمزمهاي مدام
و گاهي لب باشد بر لب
و نفس باشد گاهي در ميانه گردن
و آغوش باشد، با عشق ِ تمام
ميشود:
شب تاريك و موسيقي آرام و او و لب و گوش و زمزمه و نفس و گردن و آغوش گرم، همراه با عشق تمام...
من از تو سوال ميكنم:
شب ِ رويايياي بود؟ نبود؟!
![]()
![]()
![]()
